تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ، و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم . زمزمه می کنم که : من از نسل شب شکنان روزگارم ، من از نسل نورآفرينان پاک ، از سلاله پاک آريائيان بردبارم ، منم ميراث هزار ساله زمين ، همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ، همان پيام آور مهر و دوستی ، همان گرفته در فش آشتی بر دوش نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛ . . .
شب است و گيتی غرق در سياهی شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی باور به نور و روشنايی است ، که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ، شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . .
و
عید سعید قربان بر همه مسلمین جهان مبارک
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ÊæÓØ نسرین | áíäß ËÇÈÊ
|
سلام امید به بهروزی شما عزیزان من اسمم نسرین و از شما به خاطر ورودتون به این وبلاگ ممنونم امیدوارم موفق باشید نظر یادتون نره با تشکر از حسن انتخاب شما عزیزان