السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ
عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ َ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ (لِزِيَارَتِكَ) السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ
التماس دعا
دور یا نزدیک راهش می توانی خواند هرچه راآغازو پایانی ست؛ حتی هرچه راآغازوپایان نیست ! زندگی راهیست. ازبه دنیا آمدن تامرگ! شایدمرگ هم راهیست. راه هاراکوه هاودره هایی هست، اما هیچ نزهتگاه دشتی نیست! هیچ رهرو را مجال سیرو گشتی نیست! هیچ راه بازگشتی نیست! بی کران تابی کران ، امواج خروشان زمان جاریست؛ زیر پای رهروان ، خوناب جان جاریست ! آه ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی! هیچ آیا یک قدم ، دیگر توانی راند؟ هیچ آیا یک نفس دیگر توانی ماند؟ نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست بازباید رفت، تادر تن توانی هست باز باید رفت... راه باریک وافق تاریک، دور یانزدیک !؟ **فریدون مشیری**
دور یا نزدیک
راهش می توانی خواند
هرچه راآغازو پایانی ست؛
حتی هرچه راآغازوپایان نیست !
زندگی راهیست.
ازبه دنیا آمدن تامرگ!
شایدمرگ هم راهیست.
راه هاراکوه هاودره هایی هست،
اما هیچ نزهتگاه دشتی نیست!
هیچ رهرو را مجال سیرو گشتی نیست!
هیچ راه بازگشتی نیست!
بی کران تابی کران ،
امواج خروشان زمان جاریست؛
زیر پای رهروان ، خوناب جان جاریست !
آه
ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی!
هیچ آیا یک قدم ، دیگر توانی راند؟
هیچ آیا یک نفس دیگر توانی ماند؟
نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست
بازباید رفت،
تادر تن توانی هست
باز باید رفت...
راه باریک وافق تاریک،
دور یانزدیک !؟
**فریدون مشیری**
پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
سلام امید به بهروزی شما عزیزان من اسمم نسرین و از شما به خاطر ورودتون به این وبلاگ ممنونم امیدوارم موفق باشید نظر یادتون نره با تشکر از حسن انتخاب شما عزیزان